جهان در حال حاضر به سوی رقابت شدیدی که در آن تقاضا از طریق عرضه کسب و کار از بین رفته، متمایل گردیده است. شناخت بهتر از رقابت و نیروهای سازمان که بر موفقیت آن تأثیر میگذارد، برای زنده ماندن در چنین شرایط رقابتی، مهم میباشد. سازمانها باید بدانند که چگونه ساختار رقابتی خود را حفظ کنند؛ و چگونه به تغییرات در داخل و خارج از صنایع خود واکنش نشان دهند.
سازمانها بایستی فرآیندی را برای تبدیل اطلاعات به هوش عملّیاتی، که از آن تصمیمات استراتژیک و تاکتیکی حاصل میشود، داشته باشد. جمعآوری اطلاعات و تبدیل این دادههای خام یکی از ویژگیهای اساسی کسب و کار میباشد. تصمیم گیری خوب مستلزم آن است که مدیران در مورد محیط اطراف و آثار آن بر عملکرد سازمانهای خود آگاه باشند. برخی از دانشمندان علوم مدیریت معتقدند که فرمولبندی استراتژی بهشدت با تجزیه و تحلیل تکرار احتمالی محیط کسب و کار در ارتباط است. آنها تأکید میکنند که این امر از اهمیت خاصی برخوردار است. باید بهسرعت فرصتها و تهدیدها را شناسایی کنیم تا روند توسعه مقابله با آنها به طور مناسب شکل گیرد. با این حال، آنچه موجب چالش شده این محیط تجاری است که با تغییر مداوم مشخص میشود. این تغییرات به شدت در مناطقی که یک سازمان درآن کنترل کمی دارد، روی میدهد. مانند مقررات دولتی، حرکت رقیب، اقتصاد کلان و روند جمعیتی. اگر چه یک سازمان توانایی کنترل این متغیرها را ندارد، اما بر نحوه انجام کسب و کار در آینده تأثیرگذار است. بنابراین آنچه حائز اهمیت است نظارت و توجه اهمیت با این متغیرها در انجام تصمیم گیریها است.
جهان پیرامون ما در برگیرنده اطلاعات فراوان و بینهایت میباشد؛ این اطلاعات اساساً در ذهن ما وجود ندارند و در اغلب موارد با اداراک متعارف ما تناسب ندارند و یا با هر تجربه و یا زمینههای فعالیّت ما تطابق ندارند. بنابراین میتوان گفت....